التماس دعای شهادت زندگی زیباست ... اما شهادت از آن زیبا تر است ...
|
داستان دهم از کتاب داستان راستان
امام باقر ، محمد ابن علی ابن الحسین علیه السلام ، لقبش باقر است . باقر یعنی شکافنده . به آن حضرت "باقر العلوم" می گفتند یعنی "شکافنده دانش ها" مردی مسیحی به صورت سخریه و استهزاء کلمه باقر را تصحیف کرد به کلمه "بقر" یعنی گاو، به آن حضرت گفت " انت بقر" امام بدون آن که از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت کند ، با کمال سادگی گفت : " نه ، من بقر نیستم ، باقرم" مسیحی : تو پسر زنی هستی که آشپز بود . امام : شغلش این بود ، عار و ننگی محسوب نمی شود . - مادرت سیاه و بی شرم و بدزبان بود . - اگر این نسبتها که به مادرم می دهی راست است که خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد ، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی . مشاهده این همه حلم از مردی که قادر بود همه گونه موجبات آزار یک مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد ، کافی بود که انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد نماید و او را به سوی اسلام بکشاند .
موضوعات مرتبط: برچسبها: |
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |